ورود ثبت

ورود

انجمن مشاوره و آموزش ترک آسان سیگار

logo-nikotin2

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷
Tuesday, 13 November 2018
سخن روز
بیماری‌اعتیاد،بیماری‌درک است.وقتی قوه‌ادراک مختل‌شود در انتخاب‌دچار سردرگمی‌شده و بدرستی قادربه انتخاب‌های صحیح نیستیم
در برابر نیکوتین عاجزم، امّا در برابر انتخاب های مسئولانه خیر
اگر دعاهای صبحگاهی دوران مصرف نبود به نیکوتینی‌های گمنام راه پیدا نمی‌کردم
با مصرف نکردن نیکوتین ما یاد میگیریم که خودمان را دوست داشته باشیم.
اجبار به مصرف نیکوتین شش برابر قویتر از الکل و قدرت اعتیاد به نیکوتین هم ردیف با هروئین است؟

اولين سيگارهاي من ... آخرين سيگارهاي من

اولين سيگارهاي من:

در 16 سالگي، من بسيار چاق بودم و همچنين در دبيرستان هم چندان مورد پسند و مقبول افراد نبودم. با اينكه تقريباً 50 سال گذشته، هنوز مي توانم احساس عصبانيتي كه تقريباً هر روز داشتم را به ياد بیاورم.
عصبانيت از اينكه بايد تلاش مي كردم از چشم انسان ها دور باشم تا مجبور نباشم توجه آن ها را جلب كنم و يا شاهد بي توجهي آن ها به خودم باشم. هيچ توجه مثبتي نسبت به من وجود نداشت، حتي رفتار معلمانم آزار دهنده بود. در این زمان من با سيگار آشنا شدم.
یکی از دوستانم كه هم سن من بود در جشن تولد 16سالگي اش يك مهماني داشت. او چند بسته سيگار خريده بود، در واقع يك مهماني سيگار برگزار شده بود. هيچ كدام از ما قبلاً سيگار مصرف نكرده بوديم، اما من به خاطر نمي آورم كه كسي در آن زمان به آن اقرار کرده باشد.
 سيگار كشيدن براي اولين بار سخت است و هیچکدام از آنها نگفت چه بوي عجيبي دارد و يا اينكه بگويند احساس خوبي به ما نداد. اگر يكي از آنها داشت با سيگار خفه مي شد، چون در جمع بود، به بهانه اي سيگار را كنار مي گذاشت اما كمي بعد سيگار بعدي را روشن مي كرد.
سيگار دوم، سوم و چندين سيگار مصرف می كرد. سيگار كشيدن با آنها تنها چيزي بود كه مي توانستم آن را وسيله اي براي رهایی از افكار و احساسات ناخوشايند بدانم. من هيچوقت غير از زماني كه با هم بوديم سيگار نكشيدم.
 اما با گذشت چند سال، من به طور پيوسته سيگار مي كشيدم، تا ثابت كنم انساني خاص و قابل توجهی هستم، چون تصور مي كردم كه سيگار راه خوبي براي پوشاندن ناآرامي هاي زندگي من است.

آخرين سيگارهاي من...
تا40 سالگي به شدت سيگار مصرف مي كردم. تا دو سال و نيم سيگار مرا آرام مي كرد، اما بعد از آن بخاطر عفونت نايژه ها دچار بيماري شدم. سيگار كشيدن برايم سخت و آزار دهنده بود چون ريه هايم به شدت تحت فشار بوده و كوچك شده بودند بطوريكه نمي توانستم عميقاً نفس بكشم. زماني كه سعي مي كردم سيگار بكشم شديداً سرفه مي كردم و عضلاتم دچار گرفتگي مي شدند، كمي آب مي خوردم و پس از چند دقيقه دوباره سعي مي كردم مصرف کنم.
در سن چهل سالگي، به عنوان يك فرد سيگاري هيچوقت تلاش  نكرده بودم كه آن را كنار بگذارم. مهم ترين تلاش من براي كنترل مصرف نيكوتين، اين بود كه تلاش كنم در هر ساعت بيشتر از يكبار ميز كارم را براي مصرف سيگار در بيرون ترك نكنم. اغلب در عملي ساختن اين كار شكست مي خوردم در حالي كه با سرفه و درد سيگار مي كشيدم، فكري به سراغم آمد، كاري كه مدت ها قبل انجام داده بودم، «شايد همان نيروي برتري كه مرا از اعتياد به الكل نجات داده، بتواند در برابر نيكوتين هم به من كمك كند.»
سرانجام من نيكوتيني هاي گمنام را از طريق برنامة ايالت كاليفرنيا شناختم، من برنامة 12 قدم مان را كشف كردم. من براي حدوداً 2 هفته به اندازة كافي سيگار داشتم. (هربار، 5 تا 7 جعبه سيگار مي خريدم و تا آخر سال برايم كافي بود.)
قرار بود جلسه اي از نيكوتيني هاي گمنام به مناسبت عيد سال نو در شهر من برگزار شود و من تصميم گرفتم كه در صورت تمايل به ترك، در اين جلسه شركت كنم. من آنقدر ترسيده بودم كه به خودم مي گفتم، «اگر اين كار خيلي سخت است، من نبايد انجامش دهم.»
در شب جلسه، من يك بسته سيگار كه تقريباً نصف آن را مصرف كرده بودم، داشتم و مي خواستم در راه برگشت به خانه دوباره سيگار بخرم. زماني كه به ساختمان محل برگزاري جلسه رسيدم، پشت ديواري مخفي شدم تا افرادي كه در حال آمدن به آن جا هستند مرا در حال سيگار كشيدن نبينند. هشت سيگار را در كمتر از چند دقيقه تمام كردم، سپس داخل ساختمان رفتم. سه عدد سيگار در پاکت باقي مانده بود. بعد از جلسه در حال پياده روي به سمت خانه، آنها را مصرف كردم. من فراموش كردم كه سيگار بخرم. طبق عادت هميشگي، پس از رسيدن به خانه لباسم را عوض كردم و تازه متوجه شدم كه هيچ سيگاري براي استراحت شبانه ام ندارم. نیروی برتر من آنچه را نمي توانستم براي خودم انجام دهم، براي من انجام داد ‌و بهتر از من عمل کرد.
 منظورم اين است كه از من قوي تر است! من تقریباٌ آدم تنبلي هستم و نمي توانم بيشتر از يكبار لباس عوض كنم، بنابراين من توانستم بدون سيگار به رختخواب بروم!
اين اتفاق مربوط به هشت سال پيش بود.
Susan S. (جلسات اینترنتی)