ورود ثبت

ورود

انجمن مشاوره و آموزش ترک آسان سیگار

logo-nikotin2

چهارشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۷
Wednesday, 12 December 2018
سخن روز
بیماری‌اعتیاد،بیماری‌درک است.وقتی قوه‌ادراک مختل‌شود در انتخاب‌دچار سردرگمی‌شده و بدرستی قادربه انتخاب‌های صحیح نیستیم
در برابر نیکوتین عاجزم، امّا در برابر انتخاب های مسئولانه خیر
اگر دعاهای صبحگاهی دوران مصرف نبود به نیکوتینی‌های گمنام راه پیدا نمی‌کردم
با مصرف نکردن نیکوتین ما یاد میگیریم که خودمان را دوست داشته باشیم.
اجبار به مصرف نیکوتین شش برابر قویتر از الکل و قدرت اعتیاد به نیکوتین هم ردیف با هروئین است؟

سپاسگزاری درعمل - هدیه رهایی از سیگار

تاكنون فكر كرده ايد كه چطور مي توانيد به فردي ديگر كمك كنيد تا همانند شما از نيكوتين رهايي يابد؟ هديه دادن آزادي به انساني ديگر ممكن است به نظرتان آسان و يا سخت باشد. اما اين هديه اي بود كه من نمي خواستم آن را از دست بدهم.
مي خواستم رهايي از نيكوتين را با انسانهاي ديگری شريك شوم.
براي اينكه شما را مطمئن سازم كه من اين هدية شگفت انگيز كه در 19 آوريل 1998 به من داده شد را از دست نداده و قدردان آن هستم، بايد بگويم كه من هر پنجشنبه عصر براي شركت در يك جلسة حضوري از نيكوتيني هاي گمنام، 35 مايل رانندگي مي كردم. در گروه 3 نفرة ما، دو نفر خانمي كه برنامه هاي انجمن را  شروع كرده بوده و نتوانسته بودند قطع مصرف كنند، ديگر قصد شركت در جلسات را نداشتند. با رفتن آنها، من بايد به تنهايي ادامه مي دادم. تصميم گرفتم هر ماه 25 دلار براي پرداخت كراية اتاقي كه محل جلسات و ديدارهاي ما بود پرداخت كنم. من با
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
و آقاي checko از نيويورك تماس گرفتم و پاسخ نيز دريافت كردم. او هفته ها و ماه ها به من آموزش داد و نكات جزئي در ارتباط با برگزاري يك جلسه را مطرح كرد.
سال اول تنها من بودم كه هر هفته به تنهايي مشارکت مي كردم. همچنان هر پنجشنبه چه در روزهاي آفتابي و آرام، و چه در روزهاي سرد و برفي، 35 مايل رانندگي مي كردم تا جلسهي NicA را برگزار كنم.
براي اينكه بتوانم به تنهايي همة كارها را انجام دهم تمرين مي كردم و البته توانايي خودم را باور داشتم.
تمام جزوات و نشريات NicA را به تنهايي مطالعه كردم، مراقبه انجام دادم، دعا كردم و بخاطر اينكه سرانجام از اعتياد به نيكوتين كه مرا از 15 سالگي اسير خود ساخته بود نجات يافته بودم، سپاسگزار خداوند شدم.
يك سال بعد من به عنوان سر دبير مجلة سلامت در ونگ هوور کانادا انتخاب شدم. قبلاً جلسات NicA را در شهر زادگاهم برگزار می کردم. با شروع شغل جدید جلسات NicA در آنجا پايان يافت.
برايم بسيار سخت بود، اما با NAWS تماس گرفته و از آنها خواستم تا جلسة ما را از ليست جلسات جهاني روي وب سايت حذف كنند.
ما مي توانيم در فرآيند بهبودي خودمان، داوطلب همكاري با NAWS نيز باشيم، سازماني كه تمام مصرف كنندگان نيكوتين در سرتاسر جهان را حمايت مي كند.
در طول سالهاي بعد، من مقاله هاي گمنامي در مورد قطع مصرف و نيكوتيني هاي گمنام براي مجله سلامت در ونگ هوور کانادا نوشتم.
اما با اينكه در آن منطقه گروهي از نيكوتيني هاي گمنام وجود نداشت، من نيز براي ايجاد آن اقدامي نكردم؛ چون فكر مي كردم حالا كه بهبودي براي من حاصل شده، ديگر نيازي به يك جلسه نخواهم داشت. باور خودخواهانهي يك مصرف كنندة نيكوتين!!
چند سال بعد به زادگاهم بازگشتم و در جلسه اي از نيكوتيني هاي گمنام كه مدتي بود برگزار مي شد شركت كردم؛ تنها دو عضو داشت و هر دو آنها سال ها پيش قطع مصرف كرده بودند. يكي از آنها هم در سلامتي كامل بود.
 در سال2003 اين گروه منحل شد، و دليل اصلي اين بود كه تنها تعداد كمي از مصرف كنندگان نيكوتين از وجود چنين گروهي با خبر بودند. اين اتفاقي است كه  براي اكثر گروه هاي NicA پيش مي آيد- هيچ كس نمي داند داوطلبي كه با اميدهاي بسيار اقدام به تشكيل اين گروه كرده، چون كسي به جلسات نمي آيد، مجبور مي شود گروه را منحل كند.
من هم يكي از اين افراد داوطلب بودم كه بار ديگر تصميم گرفتم يك گروه جديد NicA راه اندازی كنم و كاري كنم كه همة مصرف كنندگان نيكوتين در اين منطقه با اين گروه آشنا شوند.
 من با يك خانم مصرف كنندة سيگار آشنا شدم كه انگيزه اي قوي براي قطع مصرف و هم چنين يك ايدة جالب داشت. او پيشنهاد داد كه در نزديكي مغازة خودش، يك مهمانخانه ايجاد كند، به طوريكه در ساعات مشخصي از اعضاي گروه NicA هيچ پولي دريافت نكند.
من و او هر دو با دوستانمان كه هر كدام مصرف كنندة سيگار بودند تماس گرفتيم و در مورد گروه جديد با آنها صحبت كرديم. ما يك پوستر جالب و مهيج به تعداد زياد سفارش داديم.
 در بخش هاي مختلف آن منطقه به راه افتاديم و هر تابلوي اعلانات يا مكاني ديگر كه براي آگهی مناسب بود پيدا كرديم. روي شيشة پنجره ها يا درهاي ورودي مغازه هاي تعمير ماشين، سوپرهاي مواد غذايي، داروخانه ها، مغازه هاي خوار و بار فروشي يا عطاري، كلينيك هاي پزشكي، مغازه هاي فروش گياهان داروئي يا غذاهاي طبيعي، اداره هاي دولتي و حتي مراكز دامپزشكي.
 خيابان به خيابان راه مي رفتيم تا به يكي از اين مراكز برسيم. در آن منطقه با جمعيت يك ميليون، تعداد زيادي از اين پوسترهاي تبليغاتي NicA پخش شد.
با مطالبي كه ارائه كردیم آگاهي آنها از وجود نيكوتيني هاي گمنام بيشتر شد.
از آنجايي كه درصد بسيار زيادي  از الكلي ها، مصرف كنندگان نيكوتين هم هستند، من با ادارة AA در شهر آلبرتا تماس گرفتم و از آنها درخواست كردم تا اطلاعات ما را دريافت و با اعضاي الكلي هاي گمنام سهيم شوند. در آنجا هم چنين يك خط تلفني ويژة قطع مصرف راه اندازي كرده بودند.
من اين فعاليت ها را در سال2003 شروع كردم، و به پنج گروه ديگر NicA هم كمك كردم، اما همة آنها سرانجام منحل شدند!!
 اين كار نيازمند محبّت و دلسوزي فراواني نسبت به مصرف كنندگان نيكوتين است و براي ادامة راه، هر فرد داوطلب لازم است از يك نظم شخصيتي و يك تعهد اخلاقي و انساني برخوردار باشد تا در راستاي اهداف خود هميشه ثابت قدم بماند.
در سال 2007، زماني كه حضور افراد در گروهي كه تشكيل داده بودم با مشكلاتي مواجه بود، من يك روز بعدازظهر را تنها به برقراري تماس با مراكز مخابراتي مختلف اختصاص دادم تا آدرس هاي ايميل كاركنان مركز آگهي خدمات عمومي (PSA) را پيدا كنم.
من آگهي كتبي  كه شامل شماره تلفن شخصي خودم بود براي ده مركز مخابراتي فرستادم، براي برقراري ارتباط با هر كسي كه مايل بود در جلسات NicA در شهر آلبرتا شركت كند. (در آن زمان ما به پول كافي براي راه اندازي يك شماره تلفن ثابت نداشتيم).
بعضي از مراكز راديويي، شماره تلفن مرا به مدت 2 سال و هر روز 11 بار پخش مي كردند.
من تنها يك تماس تلفني دريافت كردم، از فردي كه مي خواست در مورد اعتياد وحشتناكش به نيكوتين صحبت كند. ساعت 2 بامداد!!!
نيازي به گفتن نيست كه او هيچوقت به جلسات ما نيامد، تنها فردي را مي خواست تا با او صحبت كند، و آن فرد من بودم، ساعت 2 بامداد !!! (لبخند).
هر چند مدت زمان زيادي نيست كه در كانادا زندگي مي كنم، آن گروهي كه در شهر آلبرتا تشكيل دادم، همچنان با قوت به كار خود ادامه مي دهد من از اين بابت بسيار خوشحالم. تعداد زيادي از مصرف كنندگان نيكوتين، قطع مصرف كردند و ياد گرفتند تا هميشه در جلسات گروه شركت كنند، زيرا يك نقطه نظر و باور تشكرآميز بين آنها رشد كرده است و اينكه مي دانند چقدر مهم است كه در چه راهي قدم برداشته اند.
راهي كه ابتداي آن شب و تاريكي بود،‌ نااميد بودند كه آيا مي توانند قطع مصرف كنند، اما آنها حمايت اعضاي گروه را به معناي واقعي احساس كردند و هفته به هفته بيشتر از وضعيتي كه در آن قرار داشتند فاصله گرفتند. آنها موفق شدند قطع مصرف كنند و بر تصميم خودشان ماندند، سپس به شركت در جلسات ادامه دادند تا همدردان خود را حمايت كنند، تا فقط دريافت كنندهي اين حمايت نباشد.
ميراث من اين بود كه يك حس تشكر و سپاسگزاري از اعضا را در بين مصرف كنندگان نيكوتين كه از اعتياد رهايي يافته بودند، ايجاد كنم و در عوض من نيز هميشه سپاسگزار آنها هستم، با شركت در جلسات و با اين هدف كه مطمئن باشم آنها لغزش نمي كنند و براي هديه كردن اميد و حمايت به تازه واردها.
در مدت 7 سال كه گردانندة آن گروه در شهر آلبرتا بودم، افراد بسيار زيادي را ديدم كه بخاطر مصرف نيكوتين جانشان را از دست دادند و يا به شدت رنج مي كشيدند، كساني كه بخاطر سالها مصرف سيگار، سلامتيشان به شدت تحت تأثير قرار گرفته بود. در اين فكر بودم كه وقتي من زنده هستم، پس من مي توانم به ديگران خدمت كنم.
اخيراً با خبر شديم كه در اينجا در شهر نایسویل فلوریدا نياز به تشكيل به تشكيل يك گروه NicA و جلسات حضوري است.
به همراه شوهرم اندی.ک (Andy C.) در آوريل 2012 يك گروه تشكيل داديم. تنها يك فرد شركت كننده داشتيم كه در ماه ژوئن توانست قطع مصرف كند.
ماية بسي شادماني است، اگر شما بتوانيد حتي يك نفر را به زندگی خالي از نيكوتين بازگردانيد، زيرا نحوة زندگي ما تنها مربوط به خودمان نيست و افراد بسيار زيادي را نيز تحت تأثير قرار مي دهد.
اين شبكة بزرگ، سالانه 4 جلسه برگزار مي كرد، در هر جلسه نماينده اي از هر سازمان مي توانست شركت كند و تنها حدود 15 نفر از ما به طور پيوسته شركت مي كرديم، كه البته من هميشه يكي از اين 15 نفر بودم.
گروه هاي ديگري بر جلوگيري از مصرف سيگار در مكانهايي خاص تمركز داشتند. شامل ماشين هايي كه بچه هاي كمتر از 16 سال در آنها بودند، ساختمانهاي عمومي ANY شامل مغازه ها و رستورانها، سيگار كشيدن در 100 قدمي ورودي هاي بيمارستانها و... همچنين مسئوليتي سخت تر يعني كنترل بر دور انداختن ته سيگارها.
فهماندن موضوع از اين نقطه نظر بسيار سخت بود، اينكه مصرف كنندگان نيكوتين براي قطع مصرف نيازمند كمك هستند، آن هم با اعمال قوانيني كه باعث شود آنها درمورد عمل خودشان احساس بدي داشته باشند، همچون احساسي كه در مورد يك فرد تبهكار و مجرم وجود دارد!!
در هر فصل يك جلسه برگزار مي شد و هر گروه شركت كننده اين امكان  را داشت تا درمورد فعاليت هاي خود در ارتباط با قطع مصرف صحبت كند. 30 دقيقه از كل زمان جلسه نيز به ارائهي صورتجلسه و صحبت در مورد برنامه هاي آينده اختصاص داده مي شد.
 من تصميم گرفتم از افرادي صحبت كنم كه به خوبي از آسيب هاي مصرف نيكوتين آگاه هستند،‌ اما نمي دانند كه قطع مصرف ممكن است تا چه اندازه مشكل باشد!! بر اين اساس، من درمورد برنامة 12 قدم نيكوتيني هاي گمنام صحبت كردم كه بسيار مؤثرتر از قوانين وضع شده، جريمه ها، نگاه هاي غضب آلود و طرد شدن ها مي توانست به مصرف كنندگان نيكوتين كمك كند. با مطالعة وب سايت خدمات جهاني نيكوتيني هاي گمنام، ايده اي براي پيشرفت پيدا كردم كه مي توانستم از آن استفاده كنم. مجموعه اي از تابلوهاي تبليغاتي براي معرفي نيكوتيني هاي گمنام تهيه كردم و در بسياري از مكانهايي كه احتمال رفت و آمد مصرف كنندگان نيكوتين بيشتر بود قرار دادم.
با تجربه اي كه از روزنامه نگاري داشتم، من مي دانستم بهترين ايده در كار ما، ارائهي هفته نامه اي منطقه اي است كه هر هفته داستانهايي در ارتباط با مصرف كنندگان نيكوتين چاپ كند.
با توجه به اينكه آگهي ها و تبليغ هاي استفاده از نيكوتين نيز در آن زمان در قالب روزنامه ها و مطبوعات به اطلاع مردم مي رسيد، اجراي اين ايده مي توانست بسيار مؤثر باشد. ارائهي داستانهاي هفتگي، براي ما نتايج خوبي به همراه داشت، از جمله اينكه باعث ارتباط من با مسئول شوراي مصرف كنندگان نيكوتين در آن منطقه شد. او خيلي زود شبكة كنترل مصرف تنباكو را افتتاح كرد و بيش از 100 سازمان به اين شبكه ملحق شدند، از جمله من، به عنوان نمايندة نيكوتيني هاي گمنام در شهر آلبرتا.
اين سازمانها شامل: گروه نيكوتيني هاي گمنام در منطقه خودمان يعني آلبرتای بزرگ، انجمن سرطاني هاي كانادا، گروه هاي منطقه اي مختلف در آمريكا (كه بيشترين مصرف كنندگان نيكوتين را داشت- 50 درصد در مقايسه با 22 درصد در شهر آلبرتا)، گروه هاي گوناگوني از ويتنام (83 درصد از مردان آنها پيوسته از نيكوتين استفاده مي كردند)، انجمن سلامت كانادا در سازمانهاي ديگر فرصت به دست آوردن بهترين شادي ها كه با دادن اين هديه به ديگران به آن مي رسيد را از دست ندهيد، هم چنانكه با اين كار هديه اي كه قبلاً گرفته ايد را هم حفظ مي كنيد. هدية رهايي از نيكوتين!!
Gwynn A.
Niceville,FL