ورود ثبت

ورود

انجمن مشاوره و آموزش ترک آسان سیگار

logo-nikotin2

پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷
Thursday, 18 October 2018
سخن روز
بیماری‌اعتیاد،بیماری‌درک است.وقتی قوه‌ادراک مختل‌شود در انتخاب‌دچار سردرگمی‌شده و بدرستی قادربه انتخاب‌های صحیح نیستیم
در برابر نیکوتین عاجزم، امّا در برابر انتخاب های مسئولانه خیر
اگر دعاهای صبحگاهی دوران مصرف نبود به نیکوتینی‌های گمنام راه پیدا نمی‌کردم
با مصرف نکردن نیکوتین ما یاد میگیریم که خودمان را دوست داشته باشیم.
اجبار به مصرف نیکوتین شش برابر قویتر از الکل و قدرت اعتیاد به نیکوتین هم ردیف با هروئین است؟

استفاده از لحظه حال ...

من به مدت 37 سال سيگار مصرف مي كردم، مبتلا به بیماری ریوی بودم، بيش از 7 سال بود كه ترك مصرف كرده بودم و از درمان داروئي هم استفاده مي كردم و زماني كه از نيكوتين رهايي يافتم به مدت 10 سال نمي توانستم اعضاي بدنم را به خوبي حركت دهم...
چند سال پيش بعد از آنكه بيماري زانو هايم، حركت كردن را برايم مشكل ساخته بود، شروع به دوچرخه سواري كردم. من در يك منطقه كوهستاني زندگي مي كنم و هر روز بيش از پيش براي بالا رفتن از تپه ها در يك مسير سراشيب تلاش كرده ام. اوايل مي توانستم از يك تپة كوچك تا محلي كه مسير سراشيبي شروع مي شود بالا بروم. بالا رفتن از آن تپه با دوچرخهي كوهستان براي مدت زماني به من يك حس موفقيت مي داد. هفتة گذشته من تمام مسير را تا پايين دوچرخه سواري كردم، كاملاً مطمئن بودم كه نمي توانم اين مسير را برگردم، اما با همة توانم تلاش كردم. من بايد بتوانم بدون فشار و سختي نفس بكشم. اعتماد به نفس من طي اين سالها بيشتر شده است،‌ و قادرم به خوبي زندگي ام را كنترل كنم.
زماني كه مشغول امور زندگيم بودم، در خانه، هنگام دوچرخه سواري يا فعاليت هاي ديگر،‌ هميشه دورنمايي از بازگشت به آن شرايط وحشتناك ذهنم را مشغول مي ساخت و جلوي پيشرفتم را مي گرفت من تصميم گرفتم كه فقط به جلوي دوچرخه ام نگاه كنم – نگاه كردن به دور دست، در يك جادة كاملاً سراشيب خيلي هراس انگيز بود. درحاليكه هنوز روي پاهايم ايستاده بودم و داشتم بالاتر مي رفتم، به صداي نفس كشيدنم گوش كردم ولي هنوز شدت نگرفته بود. (امكان نداشت كه يك لاك پشت با مشاهدة من احساس حسودي كند)
بيشتر بالا رفتم و نفس كشيدن عميق و با قدرت را تجربه كردم. در حاليكه روي نگاه كردن به جلوی دوچرخه تمركز كرده بودم، متوجه شدم كه از شيب دارترين بخش جاده عبور كرده ام. اين به من اطمينان و آرامشي ماندگار داد.
در نيمة مسير بودم كه احساس فوق العاده اي داشتم. با اينكه هنوز بخش بسيار شيبداري از جاده باقي مانده بود، اما با آن انرژي مضاعفي كه احساس مي كردم براي روشن كردن يك شهر در شبي تاريك كافي است، از آن هم عبور كردم!!
پافشاري بر ايده اي كه از ابتدا داشتم به من كمك مي كرد،‌ اينكه تنها روي آنچه در نزديكي من و پيش چشمانم قرار داشت تمركز كنم و به خودم اجازة فكر كردن به پايان جاده و يا جايي كه در آن قرار داشتم را ندهم. ده دقيقه بعد من در بالاي بلندترين تپه بودم. در يك مسير هموار مدتي دوچرخه سواري كردم تا تنفسم به حالت عادي بازگردد و پاهايم از احساسي كه هم چون راه رفتن روي آتش بود خالي شود. سپس با احتياط از تپة بلند پايين آمدم و همان مسير را تا خانه ام ركاب زدم.
من ورزشكار نبوده و يا در حال حرف زدن از مهارت هاي ورزشي خودم نيستم، اما لازم است بگويم من همزمان با رهايي از نيكوتين چيزهاي ديگري هم ياد گرفته ام: همين موارد ساده مثل استفاده از زمان حال، رسيدن به اطمينان و آرامش با قطع مصرف، بردباري در برابر مشكلات و حفظ چيزهاي با ارزش.
همواره تلاش من همراه با طلب ياري از خداوند بود. من از خودم انرژي نداشتم و بدون كمك او نمي توانستم به جايي كه حالا هستم برسم. از اينكه يك مصرف كنندة نيكوتين در حال بهبودی هستم سپاسگزارم. من به تمرين ادامه مي دهم و آرزو دارم روزي بتوانم هم چون گذشته از اعضاي بدنم به خوبي استفاده كنم.
Jahn  (جلسات اينترنتي)